سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ


























فقط 60 ثانیه

پدرم هروقت خطا میکند شکمش را میدهد جلو...

سبیل کلفتش را میچرخاند و میگوید:

معصوم که نیستم!!!

من میدانم چرا پدرم مرا تنبیه میکند. . .

چون من" معصوم "هستم 


نوشته شده در شنبه 90/12/6ساعت 6:7 عصر توسط تبسم بهار نظرات ( ) |

بحث در مورد مهر و عطوفت امام نسبت به مردم بود . .

عزیزی گفت:

در محبت امام  حسین(ع) و اصرار و تلاش ایشان بر هدایت مردم همین بس

که علی اصغر خودرا روی دست گرفت

درحالیکه

امام به شهادت کودکش علم داشت...

اما اورا روی دست نگرفت تا با شهادت او دشمن به نهایت شقاوت برسد

او اینکار را کرد تا در لحظات آخر باز هم اگر روزنه ای رو به فطرتشان مانده هدایت شوند

بلکه  دلشان برای این شیر خواره بسوزد و بر گردند . . .

او میخواست تا به اوج شقاوت نرسند . . .

یا حسین(ع)

 


نوشته شده در پنج شنبه 90/9/24ساعت 8:25 عصر توسط تبسم بهار نظرات ( ) |

   1   2      >

اللهم صلّ على محمد و آل محمد و عجّل فرجهم